
پشيمان و استوار
اندر قفاي پر تلاطم بي روح خويش
در زير خروارها خاطره هاي تهي ز هر چه مهر
سالي است كه خط وكلام من
خالي است ز غير ياس
شايد سنگيني اين قرن بي كران
يا پنجه هاي خون گرفته اين شهر پر ريا
در روح و جان اميدهاي بي وجود
بگشوده راه را .
در زير خروارها خاطره هاي تهي ز هر چه مهر
سالي است كه خط وكلام من
خالي است ز غير ياس
شايد سنگيني اين قرن بي كران
يا پنجه هاي خون گرفته اين شهر پر ريا
در روح و جان اميدهاي بي وجود
بگشوده راه را .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر