۱۳۸۶ بهمن ۲۸, یکشنبه






پشيمان و استوار












اندر قفاي پر تلاطم بي روح خويش

در زير خروارها خاطره هاي تهي ز هر چه مهر

سالي است كه خط وكلام من

خالي است ز غير ياس

شايد سنگيني اين قرن بي كران

يا پنجه هاي خون گرفته اين شهر پر ريا

در روح و جان اميدهاي بي وجود

بگشوده راه را .

هیچ نظری موجود نیست: